ازدواج سفید؛ مزایا و معایب پیدا و پنهان

مربوط به دسته: تیتر اصلی, یادداشت‌های تحلیلی

ارسال در: ۱۹ آذر ۱۳۹۶ نویسنده: سردبیر


نوع مطلب: یادداشت تحلیلی

موضوع: ازدواج سفید (هم‌باشی)

نویسنده: سعیده میرابی

زمان متوسط مطالعه: ۷ دقیقه


اشاره: در تاریخ نهم آبان ماه ۶۹، میزگردی تحت عنوان «ازدواج سفید؛ مزایا و معایب پیدا و پنهان» با حضور دکتر شهلا اعزازی و دکتر مجید ابهری برگزار شد که جزئیات مباحث آن در رسانه‌ها بازنشر پیدا کرد. نوشتار حاضر، در رابطه با موضوعات طرح شده در این میزگرد به نگارش در آمده است.

در این جلسه خانم دکتر شهلا اعزازی و جناب آقای دکتر مجید ابهری سخرانی کردند که نظرات متضاد آنها جلسه‌ای جنجالی را رقم زد. خانم دکتر اعزازی در ابتدای جلسه با بیان کاکردهای ازدواج در طول تاریخ، به‌ویژه برای زنان، بحثی پیرامون کژکارکردهای ازدواج سنتی از منظر حقوق زنان مطرح کردند. ایشان پس از این بررسی تاریخی، چنین نتیجه‌گیری کردند که ازدواج سنتی به دلیل ممنوعیت‌ها و معایبی که برای زنان دارد، برخی زنان امروزی‌تر را به سمت ازدواج سفید تشویق کرده است. در بحثی دیگر، ایشان تحولات ازدواج در جامعه‌ی ایرانی، مانند اهمیت خواست دو نفر و قوانین و هنجارهای دست و پا گیر ازدواج را عاملی در رشد ازدواج سفید دانستند. ایشان تلاش نمودند طرح مسأله‌ای بیطرفانه ـ به گفته‌ی خودشان ـ از چگونگی و چرایی  و دلایل احتمالی رشد پدیده‌ی ازدواج سفید یا هم‌خانگی در ایران و به ویژه در کلان‌شهرها ارائه نمایند. از نظر ایشان روابط برابر، بیشتر در ازدواج سفید مشاهده می‌شود تا ازدواج های رسمی در جامعه‌ی ایرانی که زنان در آن با محدودیت‌های متعددی مواجه هستند و گاهی اوقات ازدواج تنها نهادی برای رفع نیازهای جنسی و اقتصادی زوجین و نه نیاز عاطفی آن‌ها به شمار می‌رود. در دیگر سو، آقای دکتر مجید ابهری این پدیده را پدیده‌ای کاملاً منفی و مختص به زنان بیوه‌ی جوان و مردان متأهل میانسال دانستند که در این ازدواج به دنبال ارضای خواسته‌های تنوع‌طلبانه‌ی خود هستند. از دیدگاه ایشان، ناتوانی دولت‌های مختلف در جمهوری اسلامی در مدیریت شادی، سبب گرایش مردم به سبک زندگی غربی و ازدواج سفید شده است. از دیدگاه دکتر ابهری، ازدواج سفید، به واقع ازدواجی سیاه و فلاکت‌بار است؛ به این دلیل که مرد برای ارضای نیازهای تنوع‌طلبانه‌ی خود به این ازدواج روی می‌آورد و به راحتی می‌تواند زن را طی این رابطه رها کند و اگر در این رابطه فرزندی به وجود بیاید، تکلیف او نامعلوم است.

ازدواج سفید و به تعبیری دقیق‌تر هم‌خانگی یا cohabitation در دو سده‌ی اخیر رشد چشم‌گیری در غرب داشته است. همخانگی به معنای میل زنان و مردان برای همزیستی با یکدیگر بدون اقدام برای ثبت رسمی و شرعی آن می‌باشد. مدت زندگی زنان و مردان همخانه می‌تواند تا چندین سال ادامه پیدا کند؛ به‌طوری‌که آمارهایی که در غرب طی سالها تهیه شده است، خبر از زوجینی می‌دهد که به‌صورت غیر رسمی سال‌هایی را با یک‌دیگر زندگی می‌کنند. اما همخانگی در ایران چه قشری را شامل می‌شود؟ اهداف زوجین از این روابط چیست؟ نگاه زوجین دخیل در این روابط به رابطه و کارکردهای آن چیست؟ کارکردها و کژکارکردهای این نوع رابطه چیست؟

در شرایطی که برخی هم‌خانگی را به زنان بیوه و مردان متأهل محدود می‌کنند، بنا بر تحقیقات محدود داخلی انجام شده، این سبک زندگی بیش‌تر شامل دختران و پسران جوان است و در زمره‌ی تغییرات فرهنگی جامعه‌ی ایرانی در زمینه‌ی نهاد خانواده در سال‌های اخیر محسوب می‌شود. در نگاه برخی محققین، در این سبک زندگی مردان موجوداتی تنوع‌طلب هستند که به دنبال اطفای نیازهای شهوانی خویش‌اند و زنان موجوداتی منفعل و قربانی‌اند که تحت شرایطی ناچار می‌شوند برای گذاران زندگی خویش به این مردان دست‌اندازی کنند. در حالی‌که به نظر می‌رسد در پدیده‌ای مانند هم‌خانگی، دختر و پسر تصمیم می‌گیرند که خود را از محدودیت‌ها و موانع ازدواج و مشکلات آن رها کنند و سبکی جدید برای هم‌باشی بیابند. شاید علت گرایش جوانان به این رابطه، مزایایی است که از نگاه آنان در این رابطه وجود دارد. نخستین موضوعی که به نظر می‌رسد، سهولت ورود و خروج از این رابطه برای هر دو طرف رابطه است. نه تنها مردان، بلکه زنانی هم که وارد این نوع رابطه می‌شوند، می‌دانند که این رابطه بنیان مستحکم ازدواج را به واسطه‌ی نبود حمایت‌های اجتماعی نخواهد داشت. البته ما از عوامل ساختاری که افراد را به این نوع هم‌باشی سوق می‌دهد و نیز از تردیدها و مشکلات عاطفی افراد در این روابط مطلع هستیم، اما آگاهی ضمنی از این عدم استحکام در زن و مرد هم‌خانه وجود دارد و شاید یکی از مهم ترین کارکردهای این نوع هم‌باشی از دیدگاه جوانان، امکان ورود و خروج سهل‌تر به این رابطه است. نکته‌ی مهم این‌جاست که این مزیت نه تنها برای مرد ایرانی که برای زن جوان ایرانی هم وجود دارد. اساساً به نظر می‌رسد محدودیت‌های کمتر اجتماعی و پایبندی طرفین به توافق میان فردی و حضور در رابطه تا زمانی که دو نفر بخواهند، یکی از مزایای این نوع رابطه است. زنان امروزی برعکس زنان چند دهه قبل خواهان قدرت تصمیم‌گیری بیش‌تری در روابط هستند و شاید به همین دلیل هم‌خانگی را عرصه‌ای می‌دانند که در آن قدرت تصمیم‌گیری بیشتری خواهند داشت. نکته‌ی دیگری که وجود دارد این است که بسیاری از این زنان و مردان تمایلی به پذیرش عقد و ازدواج رسمی برای زندگی با شریک خود ندارند. به واقع تکثرگرایی دینی و کم‌رنگ شدن دین سنتی در ایران، یکی از عوامل گرایش جوانان به این نوع رابطه است. این نوع رابطه را می توان نوعی انقلاب بر علیه نهاد سنتی خانواده و قرائت رسمی از دین دانست. در این حالت اگر هم‌خانگی تنها آسیب اجتماعی در نظر گرفته شود، از تغییر گسترده‌ی ارزشهای دینی در جامعه ایرانی غفلت خواهد شد. در راستای همین خطای تحلیلی است که برخی ریشه‌ی مسائل جنسی در جامعه‌ی ایرانی را به مدیریت روابط جنسی توسط دولت‌ها ربط می‌دهند. در حالی که به نظر می‌رسد تشویق دولت به دخالت در خصوصی‌ترین انتخاب‌های افراد و تلاش برای سرکوب تغییرات اجتماعی، راه را برای زیرزمینی‌تر شدن تغییرات و عدم شناخت صحیح از وضعیت جامعه‌ی ایرانی و مواجهه‌ی دفعی با انقلاب اجتماعی باز خواهد کرد. جامعه‌ی ایرانی در حال تجربه تغییراتی در زمینه‌های متعددی از جمله نهاد خانواده و روابط جنسی است که ازدواج سفید یا همخانگی یکی از مصادیق آن است. این تغییرات به دلایل متعدد از جمله جهانی شدن، نارضایتی گسترده‌ی اجتماعی، رشد تحصیلات و آموزش عالی در میان جوانان، رشد اندیشه‌های اومانیستی و برابری‌طلبانه در میان ایرانیان، رشد فضای عمومی برای بحث و تبادل نظر و … رخ داده است. بنابراین، بهتر است برای پرداختن به مسئله‌ی هم‌خانگی ابتدا ماهیت و چرایی آن را به درستی بشناسیم.