تفکری کوتاه پیرامون روابط فرازناشویی (خیانت)

مربوط به دسته: تیتر اصلی, یادداشت‌های تحلیلی

ارسال در: ۳ آبان ۱۳۹۶ نویسنده: سردبیر


نوع مطلب: یادداشت تحلیلی

موضوع: روابط فرازناشویی (خیانت)

نویسنده: سعیده میرابی

زمان متوسط مطالعه: ۷ دقیقه


آمارهای سازمان‌هایی هم‌چون بهزیستی نشان می‌دهد یکی از علل طلاق در سال‌های اخیر، روابط فرازناشویی بوده است. هر چند محققان روابط فرازناشویی را هم دارای بعد عاطفی و هم دارای بعد جنسی دانسته‌اند، آن‌چه در مورد روابط فرازناشویی حائز اهمیت است، تعاریف زوجین از این مساله می‌باشد. یعنی اگر زوجی با یکدیگر توافق کنند که رابطه‌ی جنسی با شخص ثالث مانعی ندارد، این رابطه خیانت محسوب نمی‌شود. اما مرز روابط فرازناشویی آن‌جائی آغاز می‌شود که یکی از زوجین با پنهان کاری سعی در فریب دادن شریک زندگی خود می‌‌کند.

به نظر می‌رسد مساله‌ی جالب توجه در روابط فرازناشویی، تفکیکی است که افراد می‌توانند بین دو یا چند رابطه‌ی خود به  وجود بیاورند. به طور مثال، در گفت‌وگوی مردان متأهل با  شریکان جنسی زن خود میشنویم:

شکل رابطه با تو، با روابطی که با همسرم دارم فرق می‌کند! نباید زیاد به من وابسته بشی! این نوعی رابطه‌ی سرگرمی است! نباید به زندگی من کاری داشته باشی! ” و… .

و یا یکی از زنان طرف‌دار خیانت در گفت‌وگوی دوستانه عنوان داشت که “آیا شما که در منزلتان تلویزیون دارید، به سینما نمی‌روید! این نوعی تفریح برای ماست! “

سوال بنیادی که در این عبارات توجه خواننده را به خود جلب می‌کند، چگونگی و چرایی تک بعدی کردن و محدود کردن رابطه با شخص سوم به ابعاد خاصی است. به واقع می‌توان پرسید این تفکیک کارکرد روابط از چه تاریخی وارد روابط جنسی جامعه‌ی ایرانی شده است!؟ آیا این تفکیک خود دارای کارکردهای مثبت گوناگون برای رفع نیاز افراد متأهل می باشد؟ آسیب‌های این روابط یک جانبه برای شخص سوم رابطه چیست؟

به نظر می‌رسد این توانایی تفکیک روابط کوتاه زمانی است که وارد روابط جنسی ایرانیان شده است. هر چند در گذشته مردان می‌توانستند با زنانی تنها به منظور بهره‌برداری جنسی از طریق خرید و فروش یا صیغه وارد رابطه گردند، اما این نوع نگاه ابزاری به زن در رابطه‌ای مثل ازدواج هم وجود داشته است.

در توضیح دلایل این تمایل به روابط فرازناشویی، می‌توان مشکلات طلاق و جدایی و نا امیدی افراد از ورود به رابطه‌ای ایده‌آل را عنوان کرد. با این وجود، در سطحی کلان این تفکیک کارکردی در روابط را می‌توان یکی از دستاوردهای دوران مدرن دانست که آدمی تلاش می‌کند با پدیده نه به مثابه‌ی یک کل دارای شخصیت و نه در رابطه‌ای همه جانبه، بلکه به مثابه‌ی یک شی‌ء و در رابطه‌ی محدود و تفکیک شده برخورد نماید. به واقع به نظر می‌رسد گسترش این نوع تفکیک کارکردی در روابط، پاسخی است به تغییرات در ارزش‌های جنسی و اجتماعی ایرانیان در فرایند مدرنیزاسیون!

سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا این پدیده نوعی آسیب در روابط انسانی است یا خیر؟

از منظر جامعه شناختی این پدیده دارای پیامدهای مثبتی هم‌چون رفع نیازهای جنسی و تأخیر طلاق و پیامدهای منفی هم‌چون شی‌ء وارگی روابط انسانی و آسیب‌های روانی برای شخص سوم رابطه است! شخص سوم رابطه، شخصی است که باید تلاش کند تا روابط خود را محدود به سطوح و جنبه‌های خاصی نماید. در بهترین حالت این شخص می‌آموزد که در روابط انسانی تفکیک شده و شی‌ء واره رفتار کند. آسیب‌هایی از همین جنس متوجه فردی است که اقدام به روابط فرازناشویی می‌کند.

مهم‌ترین سوالی که نیازمند بحث و بررسی بیشتری است، این است که آیا می‌توان این تفکیک کارکردی در روابط را که جزو بنیادی روابط در جامعه مدرن است، آسیب انسانی اجتماعی نیازمند اقدام به شمار آورد؟

 

پی‌نوشت: برای حذف جهت‌گیری ارزشی در این نوشته، به جای واژه‌ی خیانت از واژه‌ی روابط فرازناشویی استفاده شده است.