روایتی از یک تجربه‌ی زیسته از آزار جنسی خیابانی

مردانی که مریضی جنسی دارند

مربوط به دسته: تیتر اصلی

ارسال در: ۲۵ مهر ۱۳۹۶ نویسنده: سردبیر

آزار جنسی خیابانی


نوع مطلب: تجربه‌ی زیسته

موضوع: آزارهای جنسی خیابانی

نویسنده: فاطمه اُزگلی

زمان متوسط مطالعه: ۳ دقیقه


 

چند روزی بود ذهنم درگیر این مسئله بود که چرا برای آگهی ترحیم خانم‌ها عکس نمی‌گذارند. تا جایی ذهنم درگیر بود که قصد داشتم متنی بلند بالا در نقد این کار بنویسم که حتی دست از مرده‌ی ما هم برنمی‌دارید؟

تا این‌که دیروز در مترو برایم اتفاقی افتاد؛ از این دست اتفاق‌ها که همه‌ی ما خانم‌ها باهاش درگیریم و تجربه‌اش کرده‌ایم.

دیروز، یک‌شنبه، روز شلوغی بود برای مترو و واقعاً پیاده و سوار شدن یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا به حساب می‌آمد. معمولاً این‌جور شلوغی‌ها و همهمه‌ها برای دو قشر بسیار لذت‌بخش است؛ یکی دوستان مشغول در شغل شریف دزدی و دومی هم مردانی که دچار مریضی جنسی هستند؛ مردانی که با دیدن جنس دختر و زن دست و پای‌شان شل می شود. دیروز راهروی مترو پر بود از این مردان؛ از جوان تا پیرمرد تمام تلاش‌شان را می‌کردند که به هر زحمتی بدن‌شان به قسمتی از بدن ما زنان بخورد. کاش امکان این وجود داشت که یکی از این مردان توضیح می‌داد آن چند ثانیه چه اتفاقاتی برای‌شان می‌افتد که با هر زحمتی برای آن برخورد و اصطکاک تلاش می‌کنند!

دیروز، من هم قربانی یکی از همین مردان شدم. قبلاً هم بارها برایم پیش آمده بود؛ ولی این بار متفاوت بود؛ چون دفعه‌های قبل مردان خجالت می‌کشیدند و بی‌صدا و با سرعت دور می‌شدند؛ ولی دیروز وقتی که به آن آقا خیره شدم که خودش را جمع کند و با سرعت از من دور شود، شاید باورتان نشود طوری با من برخورد کرد که انگار من به او تعرض کرده‌ام و شروع کرد به فریاد که من باید شما زن‌ها را آدم کنم و خیلی جملات شرم آور دیگر و نقطه‌ی جالب داستان، پیرزن‌ها و خانم‌هایی بودند که دائم در گوش من می‌خواندند که «برو هیچی نگو آبروت میره»!

برایم جالب بود که این‌ بار من باید با سرعت فرار می‌کردم تا آبرویم نرود. وقتی حالم بهتر شد و به موضوع فکر کردم، به خودم گفتم پس حتماً عکس مرده‌ی ما هم باعث تغییرات و ایجاد احساساتی در مردان می‌شود که از چاپ آن امتناع می‌شود.

ولی آیا راهکاری که ما زنان پیشه کرده‌ایم عقلانی است؟ یعنی ما حتی اختیار بدن خودمان را هم نداریم؟ و باید هرکس در هر موقعیتی با بدن ما تماسی داشته باشد سکوت کنیم به اسم حیا و آبرو چیزی نگوییم؟ آیا این سکوت تقویت روحیه‌ی هرزگی نیست؟

چندان در این موضوع آزارهای کلامی و فیزیکی خیابانی درمانده شده‌ام که نمی‌دانم از مردان خواهش کنم به زنان خود بسنده کنند و این اشتهای پایان ناپذیر جنسی‌شان را کنترل کنند یا از زنان و هم‌جنس‌های خودم خواهش کنم که از ترس آبرو سکوت نکنند و از حق مسلم مالکیت بدن‌شان دفاع کنند.

در آخر می‌خواهم اضافه کنم که اگر مردان این تعرضات را حق خود می‌دانند و صاحب این حد از وقاهت شده‌اند که اگر زنی به آن‌ها اعتراض کند ناراحت می‌شوند و خواستار سکوت زنان هستند، خودمان باعث شده‌ایم. حقیقت تلخی است؛ ولی ما به پرورش خوی حیوانی مردان با سکوت‌مان کمک کرده‌ایم.